آثار معجز آسا و سند زیارت عاشورا

آثار معجز آسا و سند زیارت عاشورا ، سند زيارت مقدس عاشورا ، عاشوراي قرآني ، امام حسين ( ع )‌ شريك قرآن ، قرآن‌ و امام‌ حسين‌ (ع)

۱ ـ در زمان مرحوم آیت الله میرزای شیرازی بزرگ در کشور عراق مرض وبا شیوع پیدا کرد و به قدری شدید بود که جنازه قربانیان در کنار خیابان ها رها شده بود و کسی نبود که آن ها را جمع کند ، کسانی هم که امکانات داشتند و می توانستند فرار می کردند ، در همان ایّام روزی در مجلس درس مرحوم آیت الله میرزای شیرازی که در شهر سامرا بود ، شاگردان گفتند که ” آقا وبا به این جا نیز رسیده و سرایت کرده ، چه کنیم ؟ “مرحوم میرزا در مجلس که بزرگان و شارگردانش نشسته بودند فرمود : « من حکم می کنم که از همین امروز همه ، زن و مرد ، کوچک و بزرگ زیارت عاشورا را با ۱۰۰ لعن و ۱۰۰ سلام شروع کنید به خواندن تا خداوند این مرض را برطرف نماید . »این خبر یه سرعت در عراق منتشر شد و نقل کرده اند که ۳ روز بیشتر طول نکشید که دیگر کسی از شیعیان به مرض وبا از دنیا نرفت و این بیماری به صورت کامل برطرف شد .

 

۲ ـ در عهد زعامت مرحوم آيه‏اللّه‏ حاج سيّد محمّد حجّت كوهكمرى قحطى و گرانى سختى پديد آمد ، آن مرحوم چهل نفر از طلاّب مهذّب و متديّن را دستور داد كه به مسجد جمكران مشرّف شوند و در پشت‏بام مسجد به صورت دسته‏جمعى زيارت عاشورا را با صد سلام و صد لعن و دعاى علقمه بخوانند ، آنگاه به حضرت موسى بن جعفر ، حضرت ابوالفضل و حضرت على‏اصغر عليهم‏السلام متوسّل شوند ، رفع گرانى و نزول باران را از خداوند بخواهند . چهل تن از طلبه فاضل و متديّن به امر مرجعيّت اعلاى تشيّع به ميعادگاه عاشقان شرفياب شدند ، زيارت عاشورا را طبق دستور آن مرجع آگاه انجام دادند ، مسجد جمكران را به قصد قم ترك كردند . هنوز به دهِ جمكران نرسيده بودند كه باران رحمت سيل‏آسا فروريخت و طلاّب ناچار شدند كه لباسهاى خود را درآورند ، كفشهاى خود را به دست بگيرند و از ميان سيلابها عبور كنند


۳ ـ داستان همسرِ صالحه استاد « اشرف حدّاد » را همه شنيده‏ايد كه به زيارت عاشورا مداومت داشت ، در شب اوّل رحلتش سه بار امام حسين عليه‏السلام به ديدارش تشريف‏فرما شدند و در بار سوّم امر فرمودند كه عذاب را از اهل آن قبرستان بردارند .
۴ ـ سيّد احمد رشتى هنگامى كه از قافله عقب ماند و از زندگى دست شست ، توسّل فراوان نمود ، سرانجام به محضر كعبه دلها تشرّف يافت ، حجّت خدا بعد از فرمان نماز شب و جامعه كبيره فرمود : « شما چرا عاشورا نمى‏خوانيد ؟ عاشورا ، عاشورا ، عاشورا » .
۵ ـ مرحوم ميرزا ابراهيم محلاّتى ، عموى مرحوم آيه‏اللّه‏ حاج شيخ بهاءالدّين محلاّتى ، در شب ۲۴ صفر ۱۳۳۶ ه . در شيراز رحلت كرد . در همان شب مرحوم شيخ مشكور در نجف‏اشرف حضرت عزرائيل عليه‏السلامرا رؤيا كرد . از او پرسيد : از كجا تشريف مى‏آوريد ؟ فرمود : از شيراز ، از قبض روح ميرزا ابراهيم محلاّتى مى‏آيم . از وضع آن مرحوم در عالم برزخ پرسيد ، فرمود : در بهترين حالت است ، خداوند هزار فرشته موكّل فرموده ، كه از او اطاعت كنند . پرسيد : از كجا ايشان به اين مقام رسيده ؟ فرمود : او سى سال تمام بر زيارت عاشورا مداومت داشت . شيخ مشكور خوابش را به ميرزا محمّدتقى شيرازى نقل كرد ، او به شدّت گريه نمود ، گفته شد : خواب است ، فرمود : بلى ، وليكن خوابِ شيخ مشكور است . فرداى آن روز تلگرافى از شيراز رسيد و صادقه بودن رؤياى شيخ مشكور بر همگان ثابت شد .
۶ ـ مرحوم شيخ صدرا بادكوبه‏اى كه بر زيارت عاشورا مداومت داشت ، در ۱۱ شعبان ۱۳۹۲ ه . درگذشت ، پس از ۲۳ سال هنگامى كه قبر شريفش در موقع تخريب وادى‏السلام توسّط رژيم عفلقى شكافته شد ، پيكر پاكش تر و تازه پديدار گرديد .
۷ ـ مرحوم حاج شيخ حسن فريد كه داستان سامرّا را از مرحوم حايرى شنيده بود ، به گرفتارى سختى مبتلا مى‏شود ، از روز اوّل محرّم به زيارت عاشورا شروع مى‏كند ، روز هشتم از بركت آن زيارت به صورت خارق‏العاده‏اى مشكلش حل مى‏شود.
۸ ـ بانويى كه تا بيست سال بعد از ازدواج اولاد دار نمى‏شد ، با مداومت بر زيارت عاشورا ـ به مدّت چهل روز ـ صاحب فرزند شد .
۹ ـ مرحوم آقانجفى اصفهانى مى‏نويسد : دو چلّه زيارت عاشورا جهت مطالب مشروعه خواندم و نتيجه گرفتم .
۱۰ ـ مرحوم حاج شيخ عبدالنّبى عراقى كه كتاب ارزشمندى در كيفيّت مداومت بر زيارت عاشورا نوشته ، انگيزه نگارش اين كتاب را برآورده شدن حاجتى به بركت زيارت عاشورا معرّفى مى‏كند كه به نظر ايشان محال عادى بوده است .

 ===================================

 سند زيارت مقدس عاشورا

آنچه از متن زيارت عاشورا و دعاى علقمه تقديم گرديد ، بر اساس نقل شيخ طوسى در كتاب « مصباح المتهجّد » از محمّد بن خالد طيالسى ، از سيف بن عميره ، از صفوان بن مهران ، از امام صادق عليه‏السلام و از علقمة بن محمّد حضرمى از امام‏باقر عليه‏السلاممى‏باشد .[۱] جمعى از بزرگان در مورد اثبات صحّت اين سند به تفصيل سخن گفته‏اند كه فقط اشاره مى‏كنيم :
۱ . مرحوم حاج ميرزا ابوالفضل تهرانى ، متوفاى ۱۳۱۶ ق . كه به تفصيل در اين رابطه سخن گفته است .[۲]
۲ . آية اللّه‏ حاج شيخ نصراللّه‏ شبسترى قدس‏سرهكه در حدود ۵۰ صفحه پيرامون سند آن بحث كرده است .[۳]

۳ . آية اللّه‏ حاج سيد موسى شبيرى زنجانى ، از مراجع تقليد كه در پاسخ استفتايى به تاريخ ۲۸ / ع ۱ / ۱۴۲۸ ق . به خط شريف خود به تفصيل بحث كرده و اثبات كرده كه كه طريق شيخ طوسى به كتاب محمّد بن خالد طيالسى صحيح ، مورد وثوق و همگى از بزرگان اماميه و مورد اعتماد هستند ، و سند در نهايت اعتبار است .[۴]

همسو با قرآن

برخى از روشن‏فكر نماها در مورد زيارت عاشورا از نظر محتوا ترديد كرده گفته‏اند : در زيارت عاشورا افرادى به نام و افرادى به وصف لعن شده‏اند ، در حالى كه پيشوايان ما اهل لعن نبودند ! ! در پاسخ بايد گفت :آيا پيشوايان ما راهى به جز راه قرآن مى‏پيمودند ؟ آيا قرآن كريم افرادى را به اسم و افرادى را به وصف لعن نكرده است ؟ در قرآن كريم ۳۷ بار واژه لعن به خدا نسبت داده شده ، به افراد و گروه‏هايى چون : ابليس ، كافران ، دروغگويان و ستمگران لعن شده است .[۵] در موردى به حضرت داود و حضرت عيسى[۶] و در مواردى به فرشتگان و ديگران نسبت داده شده است .[۷]

همسو با سنّت

بر اساس روايات معتبر كه در كتب اهل سنّت به سند صحيح رسيده ، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم افرادى را به نام و افرادى را به وصف لعن كرده ، كه از آن جمله است :
۱ . حكم بن ابى‏العاص ، كه پيامبر او را و نسلش را لعن كرد .[۸]
۲ . ابوسفيان ، كه معاويه دستش را گرفته از مسجد بيرون برد ، پيامبر اكرم فرمود : خداوند پيرو و پيشرو را لعنت كند .[۹]
۳٫ معاويه ، كه ابوذر به وى گفت : از پيامبر شنيدم كه ترا لعن كرد .[۱۰]
۴ . مروان بن حكم ، كه عايشه گفت : از پيامبر شنيدم كه فرمود : منظور از « شجره ملعونه » در قران : پدرت حكم و پدر بزرگت : ابوالعاص مى‏باشد .[۱۱] پس محتواى زيارت عاشورا كه لعن به ستمگران ، خاندان ابوسفيان ، خاندان مروان ، خاندان زياد و ديگر ستمگران مى‏باشد ، دقيقاً با قرآن كريم و سيره پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم منطبق مى‏باشد .
——-

[۱] . شيخ طوسى ، مصباح المتهجّد ، ص ۷۷۷ .
[۲] . تهرانى ، شفاء الصّدور فى شرح زيارة العاشور .
[۳] . شبسترى ، اللّؤلؤ النّضيد ، ص ۲۳ ـ ۷۱ .
[۴] . استفتاء شماره : ۴۳۸۳ ، تاريخ ورود به دفتر ۳۰ / ۱ / ۸۶ .
[۵] . سوره ص ، آيه ۷۸ ؛ سوره احزاب ، آيه ۶۴ ؛ سوره نور ، آيه ۷ ؛ سوره هود ، آيه ۱۸ .
[۶] . سوره مائده ، آيه ۷۸ .
[۷] . سوره آل‏عمران ، آيه ۸۷ .
[۸] . حاكم ، مستدرك صحيحين ، ج ۴ ، ص ۴۸۱ .
[۹] . ابن ابى الحديد ، شرح نهج‏البلاغه ، ج ۳ ، ص ۷۹ .
[۱۰] . احمد حنبل ، المسند ، ج ۴ ، ص ۴۲۱ .
[۱۱] . سيوطى ، الدّر المنثور ، ج ۴ ، ص ۱۹۱ . 

 ———————————————————————————-

عاشوراي قرآني

در مسیر کربلا
وقتی از مدینه به سمت مکه حرکت کرد فرمود: «رَبِ‏ّ نَجِّنِى مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین»
و آنگاه كه به مكه رسید فرمود:(وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْیَنَ قَالَ عَسَى‏ رَبِّى أَن یَهْدِیَنِى سَوَاءَ السَّبِیل) در مکه همگان را به سوی کتاب خداوند  دعوت کرد و فرمود «وَ اَنا ادعوكم اِلى‏ كتابِ اللَّه و سُنة نبیّهِ»

شیخ مفید از شخصى به نام ضحّاک بن عبدالله نقل کرده که سپاهى از ابن سعد بر ما عبور کرد و آن سپاه ما را تحت نظر داشت و حراست و مواظبت مى نمود. در حال عبور آن ها امام حسین(علیه السلام) این آیه ها را قرائت مى کردند:

(وَلاَیَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَیْرٌ لاَِّنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ: کسانى که راه کفر را پیش گرفتند، گمان نکنند که اگر به آنان مهلت مى دهیم به سود آن هاست; نه، ما به آنان مهلت مى دهیم فقط براى این که بر گناهان خود بیفزایند و براى آنان عذابى خوارکننده خواهد بود )

بعد از شهادت
پس از شهادت امام و یارانش هنوز میتوانیم این پیوند ناگسستنی بین عاشورا و قرآن را مشاهده کنیم آنجا که در روایت های مختلف نقل شده است که سر مبارک اباعبدالله قران میخواند :آنجا که از زید بن ارقم روایت شده است كه می‎گوید من شنیدم كه سر امام حسین این آیه را تلاوت می‎كرد: (أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِیمِ كانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً»

و یا آنجا که آن مرد یهودی میگوید شنیدم که سر اباعبدالله این گونه می گفت:«وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»(۷)

 ———————————————————————————-

امام حسين ( ع )‌ شريك قرآن

در زیارت آن حضرت در شب قدر مى خوانیم:

«اشهد انّک قد اقمت الصلوة … و تلوت الکتاب حق تلاوته;( ) شهادت مى دهم که تو ]اى حسین بن على[ نماز را به پا داشتى… و قرآن را بدان گونه که شایستگى تلاوت داشت تلاوت فرمودى.»
و در بعضى از زیارت هاى آن سیّد ابرار و امام احرار و آزادگان ـ مانند همان زیارت عید فطر و قربان ـ مى خوانیم:

«السلام علیک یا شریک القرآن;( ) سلام بر تو ]اى حسین[ اى که شریک و همتاى قرآنى.»

آن بزرگوار، شریک قرآن بود; شریک از جهات مختلف:

۱٫ هر دو حجّت الهى بودند;
۲٫ هر دو از عالَم بالا به اهل زمین داده شده بودند;
۳٫ هر یک از آن دو، ودیعه و یادگار پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) بودند;
۴٫ هر یک، نور خدایند که در ظلمات ارض و عالم ناسوت نورافشانى مى کنند;
۵٫ هر یک، هادى جوامع به راه خیر و صلاح و سوق دهنده ملّت ها به صراط مستقیم حق و عدالت جویى و آزادگى و عزّت و شرف انسانى اند;
۶ . هر یک، ذکر و ورد روز و شب اهل ایمان و آزادمردان جهانند;
۷٫ هر دو براى ابد، تازه و خرّم و جدیدند و گرد کهنگى بر سیماى زیباى درخشان هیچ یک از آن دو نور الهى نخواهد نشست;
۸ . از تکرار قرائت آیات قرآن خستگى ایجاد نمى شود و هر مرتبه که انسان قرائت مى کند، گویا نخستین بار است که قرائت مى کند; زیرا هر روز طراوت و تازگى مخصوص به خود دارد.
ذکر نام امام حسین(علیه السلام) و فضایل و مناقب بى شمار او و سیادت و آقایى و مکتب آسمانى و سخنان دلنشین و جذّاب آن بزرگوار و هر یک از ابعاد شخصیّت درخشان وى نیز هر چه تکرار شود (چنان که مى شود) اندکى از بها و نورانیت و جلوه هاى خیره کننده آن کاسته نمى شود.
۹٫ هر یک از این دو، در جهان تحوّلى به وجود آوردند که براى ابد در عرصه زندگى جلوه نموده، به پیش مى روند، و انسان ها را تربیت مى کنند و به نقطه اوج شرف، مجد، عزت و افتخار، عروج مى دهند.
۱۰٫ هر دو، نویدِ رحمت و مبشّر عنایت و لطف خدایند; از این رو دل ها هنگام قرائت یا شنیدن آیه هاى قرآن کریم به پرواز درمى آید. از سخنان امام حسین و ذکر زندگانى او نیز جان ها نوازش یافته و دوست مى دارند که به سوى بهشت خدا پر کشند.
۱۱٫ هر دو، صاعقه عذاب بر سر دشمنان دین و بشر و ستمگران خیره سر بودند و به همین دلیل، مورد هجوم وحشیانه جنایتکاران قرار گرفتند.

 ———————————————————————————-

قرآن‌ و امام‌ حسين‌ (ع)

اگر در صحيفه‌ي‌ سجاديه‌ درباره‌ي‌ قرآن‌ مي‌خوانيم: ‹‹و ميزان‌ القسط›› امام‌ حسين‌ (ع) مي‌فرمايد: ‹‹امرت‌ بالقسط›› (۳)
اگر قرآن‌ موعظه‌ي‌ پروردگار است؛ (موعظه‌ من‌ ربكم) (۴)، امام‌ حسين‌ (ع) در عاشورا فرمود: عجله‌ نكنيد تا شما را به‌ حق‌ موعظه‌ كنم. ‹‹ لا تعجلوا حتي‌ اعظكم‌ بالحق›› (۵)
اگر قرآن‌ مردم‌ را به‌ رشد هدايت‌ مي‌كند؛ (يهدي‌ الي‌ الرشد) (۶)، امام‌ حسين‌ (ع) نيز مي‌فرمايد: من‌ شما را به‌ دو راه‌ رشاد دعوت‌ مي‌كنم‌ ‹‹ادعوكم‌ الي‌ سبيل‌ ارشاد›› (۷)
اگر قرآن‌ عظيم‌ است؛ (والقرآن‌ العظيم) (۸) امام‌ حسين‌ (ع) نيز سوابق‌ عظيمي‌ دارد. ‹‹عظيم‌السوابق›› (۹)
اگر قرآن‌ حق‌ و يقيني‌ است؛ (وانه‌ لحق‌ اليقين) (۱۰) در زيارت‌ امام‌ حسين‌ (ع) نيز مي‌خوانيم: آنقدر صادقانه‌ و خالصانه‌ عبارت‌ كردي‌ كه‌ به‌ درجه‌ي‌ يقين‌ رسيدي. ‹‹حتي‌ اتاك‌ اليقين›› (۱۱)
اگر قرآن‌ مقام‌ شفاعت‌ دارد؛ ‹‹نعم‌ الشفيع‌ القرآن›› (۱۲) امام‌ حسين‌ (ع) نيز مقام‌ شفاعت‌ دارد. ‹‹وارزقني‌ شفاعه`‌ الحسين›› (۱۳)
اگر در دعاي‌ چهل‌ و دوم‌ صحيفه‌ سجاديه‌ درباره‌ي‌ قرآن‌ مي‌خوانيم‌ كه‌ پرچم‌ نجات‌ است؛ ‹‹علم‌ نجاه`›› در زيارت‌ امام‌ حسين‌ (ع) نيز مي‌خوانيم‌ او نيز پرچم‌ هدايت‌ است، ‹‹انه‌ رايه`‌ الهدي››(۱۴)
اگر قرآن‌ شفادهنده‌ است؛ (و ننزل‌ من‌ القرآن‌ ما هو شفاء) (۱۵) خاك‌ قبر امام‌ حسين‌ (ع) نيز شفاست. ‹‹طين‌ قبر الحسين‌ شفاء›› (۱۶)
اگر قرآن‌ منار حكمت‌ است، (۱۷) امام‌ حسين‌ نيز باب‌ حكمت‌ الهي‌ است. ‹‹السلام‌ عليك‌ يا باب‌ حكمه`‌ رب‌ العالمين›› (۱۸)
اگر قرآن‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر مي‌كند؛ ‹‹فالقرآن‌ آمر و زاجر››(۱۹) امام‌ حسين‌ نيز فرمود: هدف‌ من‌ از رفتن‌ به‌ كربلا امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر است. ‹‹اريد ان‌ آمر بالمعروف‌ و انهي‌ عن‌ المنكر››(۲۰)
اگر قرآن‌ نور است؛ (نوراً مبينا) (۲۱)، امام‌ حسين‌ نيز نور است. ‹‹كنت‌ نوراً في‌ الاصلاب‌ الشامخه`››(۲۲)
اگر قرآن‌ براي‌ تاريخ‌ و همه‌ي‌ مردم‌ است؛ ‹‹لم‌ يجعل‌ القرآن‌ لزمان‌ دون‌ زمان‌ و لاللناس‌ دون‌ الناس›› (۲۳)، درباره‌ امام‌ حسين‌ (ع) نيز مي‌خوانيم‌ كه‌ آثار كربلا از تاريخ‌ محو نخواهد شد. ‹‹لا يدرس‌ اثره‌ و لايمحي‌ اسمه›› (۲۴)
اگر قرآن‌ كتاب‌ مباركي‌ است؛ (كتاب‌ انزلناه‌ اليك‌ مبارك) (۲۵)، شهادت‌ امام‌ حسين‌ (ع) نيز براي‌ اسلام‌ سبب‌ بركت‌ و رشد است‌ ‹‹اللهم‌ فبارك‌ لي‌ في‌ قتله›› (۲۶)
اگر در قرآن‌ هيچ‌ انحرافي‌ نيست؛ (غير ذي‌ عوج) (۲۷) درباره‌ي‌ امام‌ حسين‌ (ع) نيز مي‌خوانيم: لحظه‌اي‌ از حق‌ به‌ باطل‌ گرايش‌ پيدا نكرد. ‹‹لم‌ تمل‌ من‌ حق‌ الي‌ الباطل›› (۲۸)
اگر قرآن، كريم‌ است؛ (انه‌ القرآن‌ كريم‌ (۲۹)، امام‌ حسين‌ نيز داراي‌ اخلاق‌ كريم‌ است. ‹‹و كريم‌ الخلائق›› (۳۰)
اگر قرآن‌ عزيز است؛ (انه‌ لكتاب‌ عزيز) (۳۱)، امام‌ حسين‌ فرمود: هرگز زير بار ذلت‌ نمي‌روم‌ ‹‹هيهات‌ مناالذله`›› (۳۲)
اگر قرآن‌ ريسمان‌ محكم‌ است؛ ‹‹ان‌ هذا القرآن… العروه`‌ الوثقي›› (۳۳)، امام‌ حسين‌ نيز كشتي‌ نجات‌ و ريسمان‌ محكم‌ است. ‹‹ان‌ الحسين‌ سفينه`‌النجاه`‌ و العروه`‌الوثقي›› (۳۴)
اگر قرآن‌ بينه‌ و دليل‌ آشكار است؛ (جائكم‌ بينه`‌ من‌ ربكم) (۳۵)، امام‌ حسين‌ نيز اينگونه‌ است‌ ‹‹اشهد انك‌ علي‌ بينه`‌ من‌ ربك›› (۳۶)
اگر قرآن‌ را بايد آرام‌ و با تاني‌ تلاوت‌ كرد؛ (و رتل‌ القرآن‌ ترتيلا)(۳۷) زيارت‌ قبر امام‌ حسين‌ را نيز بايد با گام‌هاي‌ آهسته‌ انجام‌ داد. ‹‹و امش‌ بمشي‌ العبيد الذليل›› (۳۸)
اگر تلاوت‌ قرآن‌ بايد با حزن‌ باشد؛ ‹‹فاقروه‌ و بالحزن›› (۳۹) زيارت‌ امام‌ حسين‌ (ع) نيز بايد با حزن‌ باشد. ‹‹و زره‌ و انت‌ كئيب‌ شعث›› (۴۰)
آري، حسين‌ (ع) قرآن‌ ناطق‌ و سيمايي‌ از كلام‌ الهي‌ است.

 

پي‌نوشت‌ها:
۱- مجمع‌ البيان، ج‌ ۲، ص‌ ۳۶۱٫
۲- كامل‌ الزيارات.
۳- جامع‌ الاحاديث‌ شيعه، ج‌ ۱۲ ص‌ ۴۸۱٫
۴- يونس، ۵۷٫
۵- لواعج‌ الاشجان، ص‌ ۲۶٫
۶- جن، ۱٫
۷- لواعج‌ الاشجان، ص‌ ۱۲۸٫
۸- حجر، ۸۷٫
۹- بحار، ج‌ ۹۸، ص‌ ۲۳۹٫
۱۰- الحاقه، ۵۱٫
۱۱- كامل‌ الزيارات، ص‌ ۲۰۲٫
۱۲- نهج‌الفصاحه، جمله‌ ۶۶۲٫
۱۳- زيارت‌ عاشورا.
۱۴- كامل‌ الزيارات، ص‌ ۷۰٫
۱۵- اسراء، ۸۲٫
۱۶- من‌ لا يحضر، ج‌ ۲، ص‌ ۴۴۶٫
۱۷- الحياه`، ج‌ ۲، ص‌ ۱۴۰٫
۱۸- مفاتيح‌الجنان.
۱۹- نهج‌البلاغه، خطبه‌ ۱۸۲٫
۲۰- مقتل‌ خوارزمي، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸۸٫
۲۱- نساء، ۱۷۴٫
۲۲- كامل‌ الزيارات، ص‌ ۲۰۰٫
۲۳- سفينه`‌البحار، ج‌ ۲، ص‌ ۴۱۳٫
۲۴- مقتل‌ مقرم.
۲۵- مقتل‌ خوارزمي، (اين‌ سخن‌ از رسول‌ خدا (ص) است)
۲۷- زمر، ۲۸٫
۲۸- فروع‌ كافي، ج‌ ۴، ص‌ ۵۶۱٫
۲۹- واقعه، ۷۷٫
۳۰- نفس‌المهموم، ۷٫
۳۱- فصلت، ۴۱٫
۳۲- لهو، ۵۴٫
۳۳- بحار، ج‌ ۹۲، ص‌ ۳۱٫
۳۴- پرتوي‌ از عظمت‌ حسين، ۶٫
۳۵- انعام، ۱۵۷٫
۳۶- فروع‌ كافي، ج‌ ۴، ص‌ ۵۶۵٫
۳۷- مزمل، ۴٫
۳۸- كامل‌ الزيارات.
۳۹- وسائل، ج‌ ۴، ص‌ ۸۵۷٫
۴۰- كامل‌ الزيارات.